۱۳۹۶ آذر ۲۴, جمعه

فقیرترشدن فقرا و ”فربه‌تر“ شدن ثروتمندان حکومتی در بودجه!

دست بردن در جیب مردم توسط دولت ضد‌مردمی آخوند حسن روحانی برای جبران کسری بودجه، ورشکستگی این دولت آن‌چنان آشکار است که طی دو روز گذشته رسانه‌ها و مهره‌های رژیم نتوانسته‌اند بی‌تفاوت از کنار آن بگذرند و به ناگزیر به بخشی از واقعیات ستمی که از طریق بودجه در سال آینده بر مردم وارد می‌شود، اعتراف کرده‌اند.
روزنامه آفتاب یزد 22آذر وابسته به باند روحانی با عنوان ”دور جدید استرس‌ها“ می‌نویسد: ”انصافا انتشار لایحه بودجه سال 97 از سوی دولت آغازگر دور جدیدی از اســترس‌ها و دلهره‌ها میان مردم شده است. صرفنظر از بحث عوارض خروج از کشور و برخی مسائل دیگر که بخش خاصی از جامعه را هدف قرار داده است، زمزمه‌های افزایش قیمت بنزین با روان هر انسانی (!) بازی می‌کند“.”بهر حال مرسوم است وقتی بنزین گران می‌شود از شیر مرغ تا جون آدمیزاد مشمول گرانی می‌گردد و نرخ تورم بالا می‌کشد“.
گران کردن حامل‌های سوخت، قطع یارانه 30میلیون نفر، قطع 50درصدی یارانه نان در شرایطی است که درآمد سالیانه عامه مردم افزایش و رشدی ندارد، و مضاف بر این رکود حاکم بر بازار بیش‌از‌پیش مردم را در تنگنای معیشتی قرارمی‌دهد، و به‌خاطر کاهش قدرت خرید رفاه آنها به‌شدت کاهش پیدا می‌کند.
بگذریم که در حال حاضر مردم در منتهای مضیقه معیشت زندگی و نداشتن رفاه و آسایش هستند تا جایی که بخشی از مردم نانشان را از منابع زباله پیدا می‌کنند و 30درصد از مردم نان خوردن هم ندارند و گرسنه‌اند، و به قول امام جمعه رژیم در شاهین‌دژ ”60تا 70درصد مردم نه در حال فقر و مستمندی بلکه در حال فلاکت هستند“..

حسین راغفر یکی از مهره‌های وابسته به باند روحانی که از او به‌عنوان کارشناس اقتصادی نام برده می‌شود، دست آورد دولت روحانی را ”رشد نابرابریها، غارت منابع عمومی، رشد بیکاری فقر و بدهکاری نسل‌ها“ می داند که نتیجه چنین است: ”انتقال منابع عمومی به دوستان و رفقاست، این چیزی جز رشد نابرابریها و گسترش فقر و بیکاری نیست. در سخنرانی آقای روحانی مبارزه با فقر مورد تأکید قرار گرفت اما سیاستهای اقتصادی دولت خلاف این را نشان می‌دهد. متأسفانه ما شاهد افزایش فقر و نابرابری، تعمیق رکود و گسترش بیکاری خواهیم بود.“ (کیهان 22آذر 96)
کیهان خامنه‌ای در مطلب دیگری تاثیرات گران شدن حامل‌های انرژی، حذف یارانه 30میلیون نفر و... را عامل ایجاد بحران در جامعه و فشار روی مردم می‌داند، و از قول محمدرضا سبزعلیپور رئیس مرکز تجارت جهانی رژیم می‌نویسد: ”افزایش قیمت حامل‌های انرژی از جمله گازوئیل، افزایش قیمت آب و برق، حذف یارانه نان و متعاقباً افزایش نرخ انواع نان، افزایش مالیات در این اقتصاد بیمار و راکد، افزایش چند برابری و خنده‌دار عوارض خروج از کشور و... دهها مورد دیگر که ذکر تک‌تک آنها از حوصله بحث خارج می‌باشد موجب شکل‌گیری بحران در جامعه و فشار سنگین مالی به عموم مردم خواهد شد!... همه این موارد زندگی مردم را فلج و موج جدیدی از تورم و رکود را به راه خواهد انداخت“.
سیاست ضد‌مردمی دولت روحانی در زمینه فشار بر معیشت مردم و فقیر کردن هرچه بیشتر آنها، از طریق ”غول گرانی“ که پیآمد بودجه سال 97، است، به گونه‌یی است که روزنامه حکومتی حمایت آن را در جهت ”فقیرترکردن فقرا و فربه‌ترکردن ثرتمندان“ می داند. (حمایت 22آذر 96)

واضح است که فربه‌هایی که این رسانه حکومتی به آنها اشاره می‌کند سران، مهره‌های بالایی حکومتی، تجار غارتگر وابسته به رژیم، نورچشمی‌ها و نوکیسگان حکومتی هستند. همین سیاست ضد‌مردمی فقیرکردن بیشتر فقرا است که امکان تهیه نیازهای اساسی از جمله خوراک، پوشاک، بهداشت، درمان و آموزش وپرورش را از عامه مردم فقیر سلب می‌کند.
یکی از نهادهایی که در این بودجه فربه می‌شود نهادهای سرکوبگر رژیم و در رأس آنها سپاه پاسداران ضدخلقی است. چرا بنیان حاکمیت نظام فاسد ولایت‌فقیه بر غارت و چپاول مردم و اعمال قهر عریان برآنها استوار است.
بنابراین طبیعی است که در بودجه 97، اضافه بر فربه‌تر شدن سران، مهره‌های حکومتی و... ، نیروهای نظامی و امنیتی رژیم به‌ویژه سپاه پاسداران نیز فربه‌تر شوند.
وضعیت بودجه ”فقیر پرور“ و ”فربه پرور“ دولت روحانی آن‌چنان فضاحت‌بار است که هادی حق شناس یکی از مهره‌های دیگر حکومتی معتقد است اگر دولت آخوند روحانی ”جسارت، جرأت و شجاعت نداشته باشد و در بودجه سه سال آینده یک تحولی ایجاد نکند، به این معنا نخواهد بود که بحران را به مقطع بعدی در واقع دولت سیزدهم منتقل کرده است، بلکه بحرانهایی که ذکر شد تبدیل به عوارض اجتماعی، سیاسی و فرهنگی خواهد شد که دولت برای جلوگیری از عوارض باید هزینه‌های فراوان دیگری را پرداخت کند“ (روزنامه بهار 22آذر 96)

البته در حال حاضر نیز بحرانهایی که حاکمیت منحوس آخوندی گریبانگیر مردم کرده است، عوارض اجتماعی، سیاسی و فرهنگی آن به‌صورت اعتراضات و تظاهراتهای روزمره مردمی که در شعارهایشان سران و سردمداران رژیم را هدف قرار می‌دهند، در سراسر ایران بارز شده است. طبعاً هزینه‌ای که رژیم بابت آن خواهد پرداخت سرنگونی تام و تمام آن با نابودی تمامی باندها و دسته‌جات درونی آن است.

۱۳۹۶ آذر ۲۳, پنجشنبه

چشم در چشم پاسداران!



این روزها صحنه مقابله مردم و مقاومتشان با خامنه‌ای به نقاط حساسی رسیده. از یک‌سو خامنه‌ای اعلام می‌کند برای حفظ امنیت نظامش، اراذل پاسدار را هم روانه خیابانهای تهران می‌کند، از سوی دیگر مردم عاصی و به جان آمده تهران، در چارگوشه شهر، تظاهرات اعتراضی برپا می‌کنند!
این بی‌شک یک پس‌گردنی خفت‌بار به خامنه‌ای و پاسدارانش است که تصور می‌کنند با آمدن اسم پاسدار، مردم از حق و حقوق به یغما رفته‌شان کوتاه می‌آیند و از این پس در خانه می‌نشینند!
روز 19آذر 96 پاسدار محمدرضا یزدی، سرکرده سپاه تهران، موضوع حضور پاسداران در شهر را در جلسه بیست‌وهشتم شورای شهر تهران اعلام کرد.
متن خبر به‌نقل از رسانه‌ها اینچنین است: این مقام ارشد نظامی گفت سپاه برای ارتقای وضعیت تهران چند طرح در دستور کار دارد که یکی از آنها ایجاد گشتهایی برای جلوگیری از سرقت و برخورد با اوباش است.
واقعیت آن است که در طول سال‌های گذشته، نیروی انتظامی اجرای طرح‌های امنیت اجتماعی و برخورد با متهمانی که اصطلاحاً «اراذل و اوباش» نامیده می‌شوند را برعهده داشته. نیروی انتظامی یعنی همان نهادی که معادل پلیس در کشورهای دیگر است.
البته همیشه نهادهای ناظر بر موارد مربوط به حقوق‌بشر و فعالان اجتماعی، نسبت به خشونت و برخورد ضدانسانی نیروی انتظامی آخوندها با مردم و متهمان، انتقادهای جدی داشته‌ و اعلام کرده‌اند.
از سوی دیگر همان پاسدار محمدرضا یزدی در بخش پایانی سخنانش از نمایندگان شورای شهر خواست تا از سپاه در تریبون عمومی انتقاد نکنند! نامبرده گفت: «ما را از تریبون عمومی انتقاد نکنید!»
فرمانده سپاه تهران خطاب به نمایندگان شورای شهر گفت: «شماره تلفن و مکان ما مشخص است. از تریبون عمومی ما را صدا نزنید و اگر انتقادات درست بود، حتماً ضمن تشکر، نسبت به اصلاح آن اقدام می‌کنیم!»
این پاسدار وقیح! توضیح نداد که اگر فرضا انتقاد درست! نبود، نسبت به انتقاد کننده چکار می‌کنند؟! اما جالب است که پس از اتمام صحبتهای این پاسدار پاچه‌ورمالیده، رئیس شورای قلابی شهر تهران به اعضای شورا، اجازه صحبت و سؤال نداد! و بلافاصله ختم جلسه را اعلام کرد!
اما نکته جالبتر این‌که: خبر این جلسه، بلافاصله در تمامی رسانه‌ها منعکس شد تا ملت حساب کار، دستشان بیاید و بدانند که از فردا صبح با داستان دیگری در سطح شهر روبه‌رو خواهند شد!
اما آنچه که از اینهم جالب‌تر است، آن چیزی است که همین روزها در شهر اتفاق می‌افتد. آنهم مصادف با انتشار خبر شکر خوریهای پاسدار یزدی و توپ و تشرهایش!
اصناف مختلف مردم مدتهاست برای گرفتن حقوق غارت شده خود، روزانه در برابر نهادهای رژیم تظاهرات اعتراضی برپا می‌کنند، اما این روزها تنوع جالبی به کارهای اعتراضی‌شان داده‌اند. به این ترتیب که مردم دیگر نه یک جا! بلکه در چند نقطه تهران، تظاهرات اعتراضی برپا می‌کنند و اتفاقاً آتش شعارهایشان را هم تندتر کرده‌اند تا به خامنه‌ای نشان دهند تغییر سیستم امنیتی تهران از «وضعیت پلیسی» به «وضعیت نظامی»! هم مساله‌ای برای او حل نمی‌کند.
در تظاهرات روز یکشنبه 19آذر در اماکنی مانند:
مقابل مجلس آخوندها
میدان شهدا
پل‌چوبی (دروازه شمیران)
افسریه
و دروازه دولت
هزاران نفر از اقشار مختلف مردم، متحد و همبسته، صدای اعتراضشان را بلند کردند.
بازنشستگان کشوری و لشگری!
غارت‌شدگان توسط مؤسسه‌های مالی متعلق به پاسداران
پرستاران
کارکنان غارت شده تأمین اجتماعی
و گروه‌هایی از کارگران
این تظاهرات را شکل داده بودند!
آنها از روز قبل، فراخوانشان را علناً منتشر کرده بودند و جالب این‌که پراکندگی محل تظاهراتشان برای آخوندها و پاسدارانشان (آنهم عموماً در وسط شهر) خفت‌بارتر از آنی بود که پاسداران بتوانند تحمل کنند اما به‌رغم واکنش و حمله پاسداران به مردم، تمامی این حرکت‌های اعتراضی با موفقیت شروع و با موفقیت به فرجام روزانه خود رسیدند.
پاسداران خامنه‌ای چندبار به این تجمع‌ها حمله کردند اما موفق نشدند مردم را متفرق کنند.

پاسداران و روسایشان حتی اقدام به بستن راههای منتهی به این اماکن و حتی تعطیلی متروی بهارستان کردند که در نقطه کانونی این محل‌ها قرار داشت اما باز هم این مردم بودند که از تمامی موانع و راه‌بند‌ها گذشته و خود را به محل تظاهرات رساندند.
شعارهای مردم آنهم در تظاهراتی که موضوعش مسایل صنفی بود، به‌شدت رنگ و بوی سیاسی داشت به‌عنوان نمونه بازنشستگان شعار می‌دادند:
عزا عزاست امروز، حقوق بازنشسته زیر عباست امروز!
و به این ترتیب آدرس پولهای به یغمای رفته خود را هم که همان جیب خامنه‌ای و دیگر آخوندها و پاسداران محافظشان هستند، دادند و حق ولی‌فقیه را کف دستش گذاشتند!
در شعار دیگری مردم می‌گفتند:
اسلامو پله کردند، مردمو ذله کردند!
مردم با این شعار که برای آخوندها دردناکتر! است، بین آخوندها و اسلام هم تفاوت قایل شدند و دستگاه دین‌فروشی آخوندها را هم افشا نمودند.
در این تظاهرات باز هم مانند روزهای گذشته، حضور چشمگیر زنان مبارز و قهرمان ایران آنهم در صفوف جلویی تظاهرات، بسیار چشمگیر بود. حضوری که بیشتر از همه برای آخوندها پیام دارد! پیامی بس ناخوشایند برای آخوندهای زن‌ستیز!
و به این ترتیب، مردم تهران در اولین روز اجرای گشت پاسداران، به آنها نشان دادند که یک «زلزله اجتماعی» سهمگین در پیش است! همانکه خامنه‌ای و نظامش به‌شدت از وقوع آن واهمه دارند.






۱۳۹۶ آذر ۱۰, جمعه

مرز دقیق فقر و گرسنگی در ایران کجاست؟

خط فقر چیست؟ معیارهای محاسبه آن به چه صورت است؟ این مفهوم در ایران چگونه محاسبه و ارائه می‌شود؟ و چرا هر یک از مسوولان رژيم دولتي رقم متفاوتی از خط فقر در کشور ارائه می‌کنند؟ و چراتلاش 

ميكنند كه رقم واقعي عيان نشود؟


همزمان با افزایش خط فقر و جمعیت زیر خط فقر، حاشیه‌نشینی نیز در ایران چند برابر شده است. مقام‌های دولتی جمعیت حاشیه‌نشین را ۱۲ تا ۲۲ میلیون نفر اعلام کرده‌اند.
رئیس سازمان امور اجتماعی هم بدون اینکه واژه حاشیه‌نشین را به کار ببرد، گفت که ۱۹ میلیون نفر بد مسکن در ایران زندگی می‌کنند.
رستم‌وندی رشد حاشیه‌نشینی طی سال‌های گذشته را ناشی از «مشکلات زیرساختی و خشکسالی در مناطق مرزی» دانست. به گفته او این دو مسئله  ۸.۵ میلیون نفر در مناطق مرزی ایران را با مهاجرت مواجهه و «در چرخه‌ای از آسیب‌های اجتماعی و شهرنشینی آشفته درگیر کرده است».
محمد‌علی طالبی مدیر طرح بازآفرینی پهنه شمال شرق ایران چندی پیش و از شناسایی ۲۷۰۰ سکونتگاه غیررسمی، حاشیه‌نشین و بافت فرسوده خبر داد. به گفته او ۲۲ میلیون نفر از جمعیت ایران در سکونتگاه‌های غیررسمی و حاشیه‌نشین و یا بافت‌های فرسوده زندگی می‌کنند.
براي رسيدن به پاسخ به برخي نشريات و سايتهاي داخلي نگاه مي كنيم اين سايتها كه در درون نظام نيز قراردارند در زمانبنديهاي مختلف اقدام به دادن آمارهاي متفاوتي كردند اما يك چيز در اينها باهم مشترك ميباشد و اينكه جامعه ايران در حال انفجارو به سمت قحطي و گرسنگي ميل ميكند و تنها 6ميليون از جمعيت 85ميليوني ايران ميتوانند زندگي روبه رشد داشته باشند و مابقي براي گذران زندگي مجبور هستند كه هم زن و هم مرد كار كنند و از طرفي هم دو شغل داشته باشند البته در صورتي كه كارو شغلي باشد و از طرفي نيز نزخ بيكاري نيز بيداد ميكند و به اين تورم افسار گسيخته اضافه ميكند بلي اين ها همه حاصل اين است كه بنيانگذار اين رژيم پليد گفت اقتصاد مال خر است !!!
در سلسله مقالات كه منتشرميكنيم  ميخواهيم اين موضوع را براي شما بازكنيم و اين وظيفه قشر آگاه ميهن است كه با فهم اين مسئله راه كار را بيانديشد.

به گزارش مشرق، 
شاید به جرات بتوان گفت یکی از بدترین دوران‌ معیشتی کارگران در سال‌های اخیر در جریان اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها در فاز اول رقم خورد که پس از آن، بازارها با افزایش‌های یکباره و ناگهانی قیمت‌ها مواجه بود. کارگران معتقدند فاصله بین درآمد واقعی و هزینه های آنها در چند سال اخیر به شدت افزایش یافته است
در اولین سال اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها، دولت به منظور مهار بازارها اقدام به افزایش بسیار ناچیز حداقل مزد کارگران گرفت و در آن سال با وجود تورم بالا، دستمزد کارگران تنها 9 درصد افزایش یافت و این اقدام دستوری دولت باعث تشدید شکاف بین هزینه ها و درآمد کارگران شد؛ به ویژه اینکه پس از آن، دولت نتوانست در مهار بازارها و قیمت‌ها موفق باشد و موجی از افزایش‌های غیرمنطقی قیمت‌ها در کشور شکل گرفت
در دو سال گذشته مرتبا گزارش‌هایی از کاهش سرعت رشد قیمت‌ها داده می شود و دولت معتقد است به دنبال بهبود سطح کیفیت زندگی مردم و کاهش هزینه‌های خانوار است؛ اما کارگران می‌گویند باید ببینیم دولت چه محاسبه‌ای را در کدام اقلام انجام داده که طبق آن نرخ تورم کاهش یافته است، چون قیمت اقلام مصرفی خانوارهای کارگری در حال افزایش بوده و باعث تضعیف قدرت معیشتی آنها شده است
 
به عقیده کارگران، دولت بیش از 300 قلم کالایی که ممکن است حتی یکبار نیز در زندگی آنها وارد نشود را بررسی و طبق آن نرخ تورم را اعلام می‌کند، در حالی که برای آنها کاهش هزینه‌های خوراک، مسکن، تحصیل، بهداشت و درمان، حمل و نقل و مواردی از این دست اهمیت دارد
احمد میدری معاون رفاهی وزارت رفاه در رابطه با خط فقر به خبرنگار شهری و رفاهی خبرگزاری فارس، می گوید: تعیین اطلاعات مربوط به خط فقر در جامعه ما بستگی به این دارد که فرد خانه و مسکن داشته باشد یا خیر؟ چرا که متفاوت است و بیش از 30 درصد هزینه‌های زندگی مربوط به مسکن است. این رقم براساس یک نرم جهانی است که در ایران هم وضع به همین گونه است.
وی ادامه داد: البته این آمار در شهر و روستا متفاوت است بنابراین خط فقر را باید شهرستانی بررسی کنیم..